چگونه دعوا های خواهر برادری را در جهت رشد آن ها مدیریت کنیم؟

وبمستران طلایی

چگونه کشمکش های بین خواهر برادر را به فرصتی برای رشد تبدیل کنیم؟

اگر پدر یا مادر هستید پیشنهاد می کنیم این پست ها را هم مطالعه بفرمایید!

بچه های که خواهر یا برادر ندارند نمی توانند با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کنند. حرف ها و بحث هایی که بین بچه های یک خانواده زده می شود باعث می شود تا آن ها آمادگی لازم برای برقراری ارتباط با دیگران را یاد بگیرند.

به عبارت دیگر اگر بچه ای در خانه تنها باشد نمی تواند آنطور که باید در جمع با دیگران صحبت کند. بچه ها خیلی چیز ها را از خواهر و برادرِ بزرگتر از خود یاد می گیرند.

کشمکش ها و بحث هایی که بین خواهر و برادر رخ می دهد زیاد جنبه خشونت ندارد و بهتر از بحث های خانوادگی می توان از آن به عنوان فرصتی برای رشد آنها استفاده کرد.

غریزه ی ما به این شکل است که وقتی بچه ها با هم دعوا و مرافعه می کنند آنها را جدا کنیم، اما شاید بهتر باشد این گونه درگیری ها را فرصتی برای کمک به توسعه ی برخی مهارت های مورد نیاز زندگی ببینیم.

هنگامیکه بچه های ما با یکدیگر دعوا می کنند، معمولا غریزه ی ما این است که جو را آرام کرده، آنها را جدا کنیم تا زمانیکه آرام بگیرند و عذرخواهی کنند. اما چه می شود اگر به جای جدا کردن آنها، برقراری ارتباط، پیدا کردن راه حل و درک کاملتر از دیدگاه دیگران را تشویق کنیم؟ نتیجه ی این کار می تواند کمک کند فرزندانمان به بزرگسالانی عادل تر و با ثبات قدم بیشتری تبدیل شوند.

قبل از اینکه خیلی جلوتر برویم، می خواهم بگویم که من کاملا درک می کنم که این راهکار همیشه هم محقق نمی شود. ما نمی توانیم هر مشاجره ی کوچکی که بین فرزندانمان اتفاق می افتد را به درس جامعی برای حل سوء تفاهم و برقراری ارتباط تبدیل کنیم. چیزهایی هستند که روی این مسائل تاثیر می گذارند. مثل خستگی خودمان. یا اینکه ساعت ۹ صبح است. و اولویت اصلی که صرفا باید این باشد که برای جلوگیری از بد خلقی و آشفتگی در هنگام صبح کاری کنیم که بچه ها زود بخوابند.

به عنوان پدر ۳ فرزند، گاهی اوقات خود را در گرداب آب دهانی که دو فرزندانم روی یکدیگر پرتاب می کنند غوطه ور می بینم و تمام تلاشم را می کنم که از ایجاد صدمه و آسیب بین آنها جلوگیری کنم. و من فکر می کنم این همان لحظه ای ایست که بچه هایمان گلوی یکدیگر را گرفته اند و ما سعی می کنیم خیلی سریع و تا حد ممکن کاملا دوستانه جو را آرام کنیم و بعد از آن برویم و به کار بعدیمان برسیم (که می تواند انجام کار باشد، غذا خوردن باشد یا رفتن به رختخواب). اما اخیرا از یک دید متفاوت به این هرج و مرج ها نگاه می کنم. آیا این آشفتگی و کشمکش هایی که بین خواهر برادرها وجود دارد می تواند نتیجه ی مثبتی داشته باشد؟

دکتر مایکل زیتو روانشناس بالینی و ورزشی می گوید: “کودکان می توانند از یادگیری نحوه ی حل کشمکش ها تا زمانیکه در محدوده ی مناسب سن رشد خود هستند سود ببرند”. “به عنوان مثال، ممکن است یک کودک ۶ ساله، توانایی مقابله با یک شخص گردن کلفت را نداشته باشد، اما می تواند یاد بگیرد در مورد مشاجراتی که داشته با خواهر یا برادر خود مذاکره کند”.

برای اکثر ما، بیشترین جاییکه این اتفاق رخ می دهد در خانه و بین خواهر برادرهاست. اگر دکتر زیتو می گوید که این خوب است، پس همه ی ما هر روز عملا فرصت طلایی برای آموزش حل اختلاف نظرات را داریم. و این فرصت هیچ وقت کم نخواهد شد و از دست نخواهد رفت.

برای اجرای بهتر این استراتژی دکتر زیتو پیشنهاد می کند: “والدین می توانند کودکانشان را با مدیریت کشمکش ها از طریق پرسشی قوی راهنمایی کنند. این بدان معنی ست که والدین می توانند برای ارتقاء حل کشمکش ها سوال بپرسند”.

ایده ی کلی این است که توجه کودک خود را از خشم منحرف کرده و آن را به بررسی علت این خشم تبدیل کنید و این در حالی ست که درک عمیق تر از دیدگاه مغرضانه ی فعلیش را توسعه دهید.

من خودم شخصا این را در خانه امتحان کردم. دو پسر من (یکی ۵ و یکی ۷ ساله) عادت کرده بودند سر یکدیگر فریاد بزنند و هر بار که این کار را می کردند بلافاصله به اتاقشان فرستاده می شدند. بنابراین، وقتی سعی می کردم علت را جویا شوم، آنها فرصت را غنیمت می شمردند که باز مثل خروس جنگی به هم بپرند. اما پس از چندین بار تلاش بی سرانجام، آنها متوجه چیزهایی شدند- مثلا اینکه من دیگر سرشان داد نمی زدم و آنها را به اتاقشان نمی فرستادم. از آنها سوال می پرسیدم. در نهایت، شروع به پاسخ دادن کردند. و آنها به مرور متوجه شدند هر جنجالی قرار نیست به جدایی ختم شود. و درک کردند که تفکر و تامل یک چیز ارزشمند است. خب آنها به حد عالی نرسیدند اما قطعا نگاهشان به دعوا و مرافعه تغییر کرد.

من سوالاتی را مطرح کردم که آنها را وادار کند به احساس دیگران توجه کنند. “آیا تو دوست داری کسی، برجی که با خانه سازی هایت ساخته ای را با یک ضربه خراب کند؟” اما همچنین سوالاتی می پرسیدم که بیشتر از حد خود مختاری بودند و به اختیار و انتخاب دیگران مربوط می شد. مثلا: “عزیزم، اگر می خواهی برادرت تفنگ آب پاشش را به تو بدهد، به نظرت نباید با او رفتار بهتری داشته باشی؟” این یک استراتژی ست که من می خواهم آن را “تحریک کردن انگیزه” بنامم. فکر می کنید کار ساز نشود؟ قطعا کارساز خواهد شد.

اما نمی خواهم بگویم این شیوه، محیط خانه ی من را به یک بهشت واقعی تبدیل کرده است، خیر اینطور نیست. بچه های من هم مانند هر بچه ی دیگری، رفتارهای غیر منطقی دارند و سر چیزهای کوچک و بی ارزش دعواهای احمقانه می کنند مثلا: چه کسی آخرین بار انتخاب کرد چه فیلمی ببینند، یا چه کسی روی کاناپه ی سمت چپی بنشیند، یا چه کسی بیشتر از دو ثانیه به چهره ی دیگری خیره شده است. اما من زمانی که بچه بودم، عملا بعد از هر مشاجره ای که با خواهرم داشتم، نتیجه اش فرستاده شدن به اتاق بود تا زمانیکه بخاطر هر کاری که کردیم از یکدیگر عذرخواهی کنیم. تقریبا نیمی از آن زمان ها من واقعا نمی دانستم که دارم برای چه عذرخواهی می کنم. دیگر عذرخواهی را به چشم یک بلیط برای آزاد شدن از اتاق می دانستم. من و خواهرم هیچ وقت برای صحبت در مورد موضوع تشویق نشدیم و به جای آن همیشه از هم دور می شدیم تا عصبانیت هر دویمان فروکش کند. شاید این باعث شد که ترجیحم این باشد که همیشه از کشمکش فرار کرده و به هر قیمتی از مقابله پرهیز کنم.

دکتر زیتو معتقد است “در گیری فرصتی ست برای توسعه ی مهارت های زندگی”. و این چیزی ست که واقعا مد نظر ماست. ما می خواهیم به فرزندانمان آموزش دهیم با اینکه درگیری غیر قابل اجتناب است اما می تواند به چیزی غیر از آسیب زدن به احساسات تبدیل شود. این می تواند به ایجاد پایه و اساسی برای زندگی کمک کند که فرصت های بی شماری برای تمرین مهارت های حل درگیری و کشمکش به وجود آورد. من نمی گویم که هر کشمکشی باید به یک نشست ۴۵ دقیقه ای تبدیل شود اما اگر بچه ها را تشویق کنیم که در مورد مسائل با فکر و آگاهی صحبت کنند، در واقع به آنها کمک کرده ایم که صحبت کردن با یکدیگر و کش ندادن اتفاقات پیش آمده را یاد بگیرند.

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: ۱ میانگین: ۴]
ممکن است شما دوست داشته باشید

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 + 9 =