چطور فرزندتان را به صحبت در مورد روزی که سپری کرده اند تشویق کنیم؟

چطور فرزندتان را ترغیب کنید با شما صحبت کند؟

خیلی از اختلاف هایی که بین والدین و فرزندان به وجود می آید این است که آنها با هم صحبت نمی کنند. بچه ها به دلیل داشتن خصلت خاص خود غالبا نمیتوانند شروع کننده صحبت باشند. پس والدین وظیفه دارند که کودکان را تشویق کنند تا در مورد اتفاقاتی که برایشان افتاده یا تصمیم هایی که قرار است بگیرند با والدین خود صحبت کنند.

والدین نیز باید توجه داشته باشند که در مواجهه با صحبت های فرزندشان سریعا واکنش نشان ندهند. به طور مثال وقتی می فهمند که فرزندشان قصد دارد یک کاری انجام دهد که باب میل والدین نیست نباید با رفتار تند فرزندتان را از خود ترد کنید.

به این فکر کنید که چقدر خوب است که فرزندم این مورد را با من در میان گذاشته است. و قبل از انجام کار با من مشورت کرده است 🙂

گاهی اوقات وقتی از فرزندتان در مورد روزی که پشت سر گذاشته سوال می پرسید، جواب هایی مثل “بد نبود”، “خوب بود” یا جواب کشنده ای مثل “یادم نمی آید” را دریافت می کنید. خیالتان راحت باشد که او از روی قصد وغرض به شما بی اعتنایی نمی کند.

اگر می دانید چرا فرزندتان از جواب دادن به شما طفره می رود و اگر ترفندهایی دارید که به شما کمک می کند افکارش را سازماندهی کنید، در مسیر پرسش و پاسخ از فرزندتان موفق خواهید بود.

آنچه مکالمه را متوقف می کند: درخواست بیش از حد اطلاعات

از زمانیکه فرزندتان سوار اتوبوس می شود یک میلیون چیز کوچک و بزرگ اتفاق می افتد، پس وقتی از او می پرسید: “امروز چطور بود؟” ممکن است اعصابش را بهم بریزید. آیا او باید در مورد زنگ تمرین اطفاء حریق با شما صحبت کند؟ یا در مورد یک بوی عجیب و غریب در بخش نهارخوری؟ یا چطور در امتحان املاء نمره ی 100 گرفته؟ دکتر آدام کُکس نویسنده ی کتاب پسران چند کلمه ای: پسرانمان را طوری تربیت کنیم که با دیگران ارتباط برقرار کنند می گوید: “او نمی داند شما دقیقا چه اطلاعاتی مد نظرتان است، بنابراین هیچ جوابی نخواهد داد”.

نکات مورد بحث: دکتر دَون هوبنِر روانشناس و نویسنده ی کتاب “راهنمایی هایی برای کودکان و نوجوانان” توضیح می دهد: با پرسیدن سوالاتی خاص مانند: “زنگ تفریح با کی بازی کردی؟” یا “در زمان نهار چه کسی کنارت نشست؟” به فرزندتان یاد خواهید داد چطور به آنچه در طول روزش اتفاق افتاده فکر کند و درباره ی تجربیاتش با شما صحبت کند. همچنین می توانید به او ایده ی بهتری از نوع چیزهایی که مورد علاقه ی شماست، ارائه کنید. اگر می خواهید جواب های جالب توجه بگیرید، سوالات جذاب بپرسید: بهترین/بدترین یا معمولی ترین/ فوق العاده ترین چیزی که اتفاق افتاده است، باید جذاب باشد و راه دیگری برای بچه ها مهیا می کند تا اتفاقات روزشان را با شما در میان بگذارند.

آنچه مکالمه را متوقف می کند: احساس راحتی نداشتن در انتقال اطلاعات

در واقع فرزندتان در دو جهان قرار دارد. گِرَچن باربر-لینداستورم یک کارمند اجتماعی بر اساس سیستم فونیکس می گوید: “در بخش خوب روزش، فرزندتان حواسش به خودش است و بدون کمک شما از پس شرایط سخت بر می آید”. سپس، ناگهان به خانه می آید جاییکه دوباره حس مسئولیت خود را کنار می گذارد و دوباره تبدیل به یک بچه ی کوچک می شود. باربر لینداستورم می گوید: “تغییر از این حالت به آن حالت کار سختی ست”. ممکن است بالاخره بتواند بر تغییر احساساتش در طول روز غلبه کند.

نکات مورد بحث: به او اجازه دهید بعد از آمدن از مدرسه برای چند دقیقه آرامش داشته باشد. قبل از اینکه از او بپرسید که روزش چطور بوده، بگذارید کمی استراحت کند و به او یک میان وعده بدهید. دکتر هیوبنر می گوید: “متوجه نشانه های فرزندتان باشید”. “اگر سوالات خاصتان با اشتیاق برای توضیح جزئیات مواجه شد، به آنها ادامه دهید. اگر با پاسخ های تک کلمه ای مواجه شد، احتمال دهید که او به زمان استراحت بیشتری نیاز دارد”. مکالمه را با صحبت در مورد روز خودتان خاتمه دهید، به عنوان مثال صحبت کردن از تجربیات خودتان به او یاد خواهد داد که چطور ارتباط برقرار کند.

آنچه مکالمه را متوقف می کند: عملکرد همراه با اضطراب

ژِن برزین استاد روانپزشکی دانشکده پزشکی هاروارد می گوید: “زمانیکه فرزندتان به کلاس اول می رود، متوجه خواهد شد که شما به نحوه ی یادگیریش و همراه شدنش با دیگران توجه می کنید”. او می داند که همیشه حواستان به کارهایش هست و برای انجام هر کاری تحت فشار است”. این حسِ مورد قضاوت قرار گرفتن می تواند کودک را از تمایل به اشتراک گذاشتن جزئیات در مورد روزی که سپری کرده باز دارد.

نکات مورد بحث: سعی کنید با هم بازی کنید یا با هم کتاب بخوانید و ببینید چه موضوعاتی برای بحث خود به خود به وجود می آیند. کُکس می گوید: “گاهی اوقات ما سعی می کنیم خیلی سریع اطلاعاتی را به دست آوریم”. انجام یک فعالیت مشترک می تواند به او کمک کند بر حس اینکه تحت کنترل است غلبه کند. گفتن این موضوع که وقتی معلم اسمش را صدا کرد و نتوانست جواب سوال را بدهد وقتی که به شما احساس نزدیکی کند برایش راحت تر خواهد بود. از قضاوت کردن بپرهیزید. اگر فرزندتان احساس کند که به نفعش نیست که در مورد اتفاقات روزش با شما صحبت کند، سکوت خواهد کرد.

آنچه مکالمه را متوقف می کند: حافظه ی کوتاه مدت

در این سن، فرزندتان به طور فعالانه “حافظه ی پردازشی” خود را افزایش می دهد، که فرایندی ست که برای ذخیره سازی موقت و دستکاری اطلاعات استفاده می شود. او توانایی محدودی برای به یاد آوردن وقایع روزش در زمانی دیگر دارد. حافظه ی پردازشی در طول زمان رشد می کند و برای بعضی سریع تر از دیگران رشد می کند.

نکات مورد بحث: با پدر و مادرهای دیگر صحبت کنید و با معلم فرزندتان در ارتباط باشید بنابراین می توانید پیشنهاداتی را مطرح کنید، مثلا: “امروز چه کسی از روی درس خواند؟” با پرسیدن سوالات، حتی اگر از قبل جوابش را می دانید، هنر توضیح دادن را آموزش خواهید داد. همچنین ممکن است فرزندتان هنوز قادر به بیان احساساتش نباشد، بنابراین صحبت کردن در مورد چیزهایی که او در طول روز احساس کرده، کار بسیار سختی ست. دکتر میشل مِیدنبرگ مدیر کلینیک Westchester Group Works یک مرکز درمان گروهی می گوید: “بچه ها اغلب به احساساتشان از طریق عمل پاسخ می دهند، زیرا معمولا نمی توانند احساسات را شناسایی کنند”. وقتی در مورد رفتارش صحبت می کنید، می توانید با استفاده از کلماتی مانند: هیجان، خشم، خستگی، نگرانی یا نا امیدی به ساختن دایره ی لغات مربوط به احساساتش کمک کنید، بنابراین او می تواند رابطه ای بین این کلمات پیدا کند.

چرا شما نباید مشکلات فرزندتان را حل کنید؟

زمانیکه فرزندتان با یک چالش روبرو می شود، مطمئنا می خواهید وارد عمل شوید و او را نجات دهید. اما به خاطر داشته باشید که فرزندتان تمام مدت به تنهایی از پس کارهایش بر می آید. اگر مدام به فرزندتان راه حل بدهید، او را تنبل بار خواهید آورد. او فکر خواهد کرد: “اگر راه حل هایش مثل راه حل های پدر و مادرش نباشد، حتما اشتباه هستند”.

از طریف دیگر، با کمک کردن به فرزندانتان برای حل کردن مشکلاتشان به تنهایی، در واقع به آنها قدرت انتخاب و تصمیم گیری می دهید. دکتر مِیدنبرگ می گوید: “زمانیکه به جای به دوش کشیدن مشکل فقط آن را برایش تسهیل کنید، به طور کاملا پنهانی اعتماد به نفس فرزندتان را افزایش می دهید”. از آنها سوال بپرسید، سوالاتی مانند: “راه حل های تو برای این موضوع چیست؟ “با کدام راه حل راحت تری؟” اگر فرزندتان باور دارد می تواند خودش مسائل را تشخیص دهد، اعتماد به نفسش افزایش خواهد یافت. وقتی که فرزندتان با احساسات مثبت از یک مکالمه با شما برود، دوباره و دوباره برای صحبت کردن با شما خواهد آمد.

آیا زیادی در کارهای فرزندتان دخالت می کنید؟

حتی یک بچه ی 6 ساله نیز به حریم خصوصی نیاز دارد. از این نکات پیروی کنید تا مرز بین دخالت و مزاحمت را دریابید.

به فرزندتان اجازه دهید به شما بگوید الان نمی خواهد صحبت کند، اما اجازه ندهید شما را به طور کل نادیده بگیرد. سعی کنید در مورد اینکه چرا او از یک موضوع خاص ناراحت است بحث کنید.

اگر متوجه شدید که فرزندتان مضطرب شده یا ناراحت به نظر می رسد، فرزندتان را با سوالات بمباران نکنید. دکتر برزین می گوید: “کودکان نباید در مرکز توجه باشند. اگر احساس کنند که شما دارید به دقت نگاهشان می کنید، باید بلافاصه دست از این کار بردارید”.

از او بپرسید که اگر بخواهد می توانید بعدا در مورد اتفاقات روزش صحبت کند، اما اگر جوابش منفی بود با او بحث نکنید. به تصمیم او برای حفظ برخی چیزها برای خودش احترام بگذارید.

اطلاعاتی که از دیگران در مورد او می شنوید را به هیچ عنوان به رویش نیاورید، مگر اینکه مربوط به کار خوبی که انجام داده، باشد. دکتر مِیدنبرگ می گوید: “وقتی موضوع مربوط به سلامتی، امنیت یا احترام به دیگران باشد، هیچ چشم پوشی ای وجود ندارد. حتی اگر فرزندتان نمی خواهد بشنود، شما باید در موردش صحبت کنید”.

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 1 میانگین: 5]
ممکن است شما دوست داشته باشید

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + سه =