داستان های پیامبران و امامان

داستان « یک طبابت، یک پیش گویی » از امام حسن عسکری (ع)

داستان « یک طبابت، یک پیش گویی » روزی یکی از مسیحیان، هراسان و گریان وارد دربار خلیفه عباسی شد و وقتی پیش خلیفه رفت، اظهار داشت: «ای خلیفه مسلمین! دستم به دامانتان، کمکم کنید.» خلیفه گفت:…
ادامه مطلب ...

داستان « اسبی که به هر کسی سواری نمی داد » از امام حسن عسکری (ع)

داستان « اسبی که به هر کسی سواری نمی داد » حضرت امام حسن عسگری (ع) روزهای دوشنبه و پنج شنبه هر هفته، به خاطر مسائل مختلفی به دربار خليفه احضار می شدند. خلیفه در واقع با این کار، می خواست امام را…
ادامه مطلب ...

10% off

عضو سایت شوید و کد تخفیف 10 درصدی بگیرید!

>>> به مدت محدود <<<