روش تدریس به شیوه یادگیری همکارانه

0 ۱۵۵

چه روش تدریسی مناسب مدارس ما است؟ روش تدریس همکارانه چیست؟

نگاهی گذرا بر روش های تدریس ریاضی

مدارس باید گفت که روش های تدریس متناسب در رابطه با نحوه تدریس ریاضی دوره ابتدایی در مدارس باید  با تغییرات اجتماعی ایجاد شده در جوامع دچار دگرگونی شده و متناسب با شرایط بوجود آمده روش جدیدی پیشنهاد گردیده است. بر اساس تغییرات ایجاد شده در جوامع روش های تدریس را به شکل زیر در چهار گروه می توان تقسیم بندی نمود:
١- روش تدریس به صورت موضوع مدار
۲- روش تدریس به صورت معلم مدار
۳- روش تدریس به صورت شاگرد مدار
۴- روش تدریس به صورت الکترونیکی مدار

1- روش موضوع مدار: در این روش که شاید در ابتدای تشکیل مدارس متداول بود محوریت کار را موضوع مورد نظر تشکیل می داد و معلم با اندکی توضیح و بیان یک مفهوم انتظار داشت شاگردان با استفاده از تمرین و تکرار آن موضوع را یاد بگیرند. مثلاً در آموزش ضربهای اساسی معلم کل جدول ضرب را یک جا می گفت و از شاگردان می خواست که آنها را حفظ کنند.
2- روش معلم مدار: در این روش کار معلم محوریت تدریس را تشکیل می داد. بدین ترتیب که معلم باید موضوع به موضوع و صفحه به صفحه کتاب درسی را خود تدریس کند و برای بچه ها توضیح دهد. این روش و روش قبلی متعلق به جوامعی است که دوران سنتی خود را طی می کنند و هنوز درهای توسعه و پیشرفت در آنها باز نشده است. این که همکاران ما در مدارس مفاهیم ریاضی را در سه مرحله مجسم، نیمه مجسم و مجرد تدریس می نمایند در واقع از شیوه معلم مدار استفاده می کنند و از روش های جوامع سنتی بهره می گیرند.
3- روش شاگردمدار: در این روش فعالیت شاگرد محوریت تدریس را به خود اختصاص داده است و معلم نقش ناظر و راهنما را ایفا می نماید و از سویی به عنوان هماهنگ کننده فعالیت های انفرادی یا گروهی شاگردان عمل می کنند. این روش متعلق به جوامع توسعه یافته یا صنعتی است و حاصل تفکرات اندیشمندانی چون پیاژه، فروبل، پستالوزی، مانته سوری و … می باشد.
4- روش الکترونیک مدار: این روش مختص جوامع فراصنعتی است و اساس در آن یادگیری از طریق بهره گرفتن از کامپیوتر و فن آوری اطلاعات است. در این جوامع شاید روزی برسد که شاگرد ضمن مراجعه به آدرس الکترونیکی معلم خود مفاهیم درسی را یاد بگیرد و گواهی قبولی دریافت کند بدون آنکه معلم خویش را حضوری ملاقات کند.

روش تدریس مناسب مدارس ما:

از آنجایی که جامعه ما مرحله گذر از جامعه سنتی به صنعتی را طی می کند و امروزه جزء جوامع در  حال توسعه محسوب می گردد و از جامعه فراصنعتی و شاخصه های الکترونیکی آن فاصله زیادی دارد و هنوز کلیه مدارس ما به کامپیوتر و … مجهز نمی باشند و از سویی معلمان نیز به طور کامل آمادگی بهره گیری از ابزارهای الکترونیکی را ندارند لذا روش مناسب تدریس در این مقطع زمانی بهره گیری از
روش های تدریس شاگرد محور می باشد. روش های شاگرد محور نیز همانند روش های معلم محور متعدد می باشند که یکی از آنها که برای تدریس ریاضی دوره ابتدایی مناسب است و ما آن را تدریس به شیوه یادگیری همکارانه می نامیم می باشد و تأکید بر استفاده از آن را داریم چرا که امروزه دیگر تدریس ریاضی در سه مرحله مجسم، نیمه مجسم و مجرد اهمیت و جایگاه خویش را از دست داده
است.

روش تدریس به شیوه یادگیری همکارانه:

تدریس به شیوه یادگیری همکارانه روشی است که در آن به طور نظامدار سهیم شدن در یادگیری گروهی فراهم می آید و به شاگردان در یادگیری مسئولیت داده می شود. در این شیوه معلم دانش آموزان را مکلف می نماید در گروه های کوچک با یکدیگر همکاری داشته باشند. در این شیوه از شاگردان انتظار می رود ضمن تعامل با یکدیگر در ایده ها و منابع سهیم باشند و از یادگیری همدیگر
حمایت نمایند و به صورت فعال در یادگیری اهداف آموزشی مشارکت نمایند و در مدت زمان کوتاهی اهداف را درک کنند. یادگیری همکارانه روشی منظم می باشد که در آن اعضای گروه های کوچک از راه برقراری ارتباط منظم از یکدیگر یاد می گیرند. (نصر، ۱۳۸۵)

ویژگی های تدریس به شیوه یادگیری همکارانه

1- مکاشفه ای بودن: این روش بگونه ای طراحی شده است که در طی فرآیند تدریس شاگردان خود موفق به کشف رابطه با هدف آموزشی مورد نظر می گردند. مسلم است که اگر شاگردان چیزی را خود کشف کنند به زودی فراموش نخواهند کرد.

2- گروهی بودن: اساس این روش را تشکیل گروه های کوچک دونفره تشکیل تفاوت این روش با سایر روش ها در این است که نباید تعداد اعضای گروه را از دو نفر علت این امر نیز هرچقدر اعضای گروه کمتر باشد به همان میزان فعالیت اعضاء بیشتر خواهد
را از دو نفر بیشتر نمود و بیشتر خواهد بود و تمام.  از این روست که معلم قبلاً اعضا فعال خواهند بود.
۳- ابزاری بودن: از عمده ویژگی این روش ابزاری بود آن است. بدین معنا که بدون
ابزار در کلاس درس استفاده از این روش عملا امکان پذیر نخواهد بود. از این روست که
باید برای تدریس هر مفهوم ریاضی ابزارهای لازم را هر چند ساده از قبل پیش بینی و آماده نماید.
ا- انرژی زا بودن: همکاری شاگردان در گروهها موجب آزاد شدن انرژی بیشتر آنان در
یادگیری اهداف درسی خواهد بود.
۵- تعاملی بودن: تعاملی بودن در این روش در دو جهت یکی معلم با شاگردان و دیگری
شاگردان با شاگردان اتفاق می افتد.
دلایل بهره گیری از روش یادگیری همکارانه:
برای بهره گیری از هر روشی که برای تدریس یک مفهوم از آن استفاده می نماییم باید دلیل پا
دلایل منطقی ارائه نماییم. از این رو دلایل متعددی وجود دارند که استفاده از روش تدریس یادگیری
همکارانه را توجیه می نمایند. از جمله این دلایل می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
١- سازگاری با اصول تربیت
اصل فعالیت و اصل حُریت از اصول هفت گانه جریان تربیت می باشند که دکتر محمد هوشیار بر
اجرای آنان در اجرای تربیت تأکید می نمایند. بر اساس اصل فعالیت باید برای برانگیختن فعالیت های
مورد نظر از رغبت های طبیعی دانش آموزان استفاده و آنان را به فعالیت ترغیب نمود و بر اساس اصل
حریت به فراگیران آزادی عمل داده شود تا ایفای نقش بنمایند. ماهیت روش تدریس یادگیری
همکارانه به گونه ای است که این اصول اساسی تربیت را در نهاد خویش جای می دهد.

۲- سازگاری با اصول یادگیری
از اصول یادگیری نیز یکی اصل فعال بودن شاگرد در جریان تدریس می باشد. طبق این اصل
شاگردان در جریان یادگیری فعال هستند و با راهنمایی مربی به فراگیری می پردازند. یادگیری
همکارانه کاملاً با این اصل یادگیری نیز هماهنگی می باشد.
۳- برخورداری از اثرات تربیتی مطلوب:
از جمله مواردی که در انتخاب و اجرای یک روش باید لحاظ نمود توجه به میزان و نوع اثرات
تربیتی آن روش در فراگیران می باشد. روش تدریس یادگیری همکارانه از این حیث از مزیت های
متعددی برخوردار است که بهره گیری از آن را نسبت به سایر روش ها در اولویت قرار می دهد. از
جمله مزیت های این روش عبارتند از:
– جذاب شدن محیط کلاس.
– تقویت روحیه مشارکتی و گروهی
تقویت حس جرأت ورزی.
– احساس تعلق و وابستگی مثبت به کلاس.
– تقویت دموکراسی در کلاس.
– تقویت مهارت های اجتماعی نظیر گوش دادن، ابراز عقیده، انتقاد کردن، استدلال و برهان،
آموختن آموختن، با هم زیستی، تعامل اجتماعی، مسئولیت پذیریی، همکاری و تعاون، مشورت نمودن،
جمع بندی نمودن و … (ملکی، ۱۳۸۵، ۱۹۹)

– ایجاد کننده توجه برانگیزاننده
توجه افراد را در یادگیری مطالب در دو دسته قرار می دهند. توجه اختیاری و توجه تحمیلی یا
اجباری که ما آن را توجه برانگیزاننده می نامیم. براساس توجه اختیاری کسی کتابی با روزنامه ای و یا
مطلبی را مطالعه می کند و به هنگام گزراش مطابق با نوع تفکر، علاقه و … خودش آن را گزارش
می دهد به عبارتی اجباری در یادگیری کل مطالب یک کتاب وجود ندارد و شخص می تواند هر فصل
از کتاب را نمی پسندد مطالعه ننماید و صرفاً فصل ها و مطالبی را که علاقه او را تحریک می کنند را
مطالعه کند. مسئله اساسی که وجود دارد این است که با کتاب های درسی نمی توان اینگونه برخورد

نمود. مثلاً شاگردی بگوید من از بحث کسرها خوشم نمی آید پس نمی خواهم بخوانم. شاگرد مجبور
است کلیه اهداف آموزشی لحاظ شده در کتب درسی را فرا گیرد حال برای اینکه توجه شاگرد را
تحریک کنیم که مطلبی را که دوست ندارد را هم یاد بگیرد باید از روشی استفاده کنیم که از این
ویژگی برخوردار باشد که او را به درس علاقه مند نماید. روش یادگیری همکارانه این قابلیت و
ویژگی را دارد که با درگیر کردن شاگردان توجه آنها را برانگیزانده و یادگیری مطالب را برای آنان
آسان نماید.
۵- محقق کننده هدف فرآیند تدریس:
در ارتباط با تدریس و نقش آن در یادگیری دو دیدگاه موجود می باشد که بطور خلاصه هر کدام
مورد مطالعه قرار می گیرد. براساس دیدگاه اول در جریان یاددهی- یادگیری معلم صرفاً مسئول
تدریس و انتقال مطالب به یادگیرندگان می باشد و در قبال یادگیری شاگردان مسئولیتی متوجه معلم
نمی گردد. فنستو ماخر از هواداران سرسخت این دیدگاه می باشد. او وجود رابطه علت و معلولی را در
جریان یاددهی- یادگیری نفی می کند و آن را معلول خط منطقی میان مفهوم تدریس به معنای عام از
یک سو و تدریس موفق و اثربخش از سوی دیگر می داند. به عبارت دیگر در دیدگاه او انجام دادن
فعالیت هایی که در اقدام به تدریس توسط معلم موضوعیت دارند به هیچ روی نمی تواند علت تامه
وقوع یادگیری قلمداد گردد. بر این اساس تدریس فعالیتی است هدفمند اما نیل به هدف در این که
تدریس حقیقتاً اتفاق افتاده است یا خیر اثری ندارد. البته ذکر این نکته ضروری است که این فیلسوف
بزرگ و همفکرانشان در جهت نفی رابطه تدریس و یادگیری نیستند بلکه سعی دارند رابطه علت و
معلولی تدریس و یادگیری را بی منطقی و فاقد توجیه عقلی عنوان نمایند. به نظر این گروه نیز تا
تدریس اتفاق نیفتد از یادگیری خبری نیست. اما تدریس شرط لازم و کافی برای یادگیری نیست.
چرا که در تحقق یادگیری عوامل و شرایط متعددی ایفای نقش می کنند و دخیل هستند که برخی
مواقع تحت کنترل معلم نیستند.
برای مثال انگیزه یکی از فاکتورهای قوی جهت یادگیری است ولی به دلایل متعدد اجتماعی،
آموزشی و. انگیزه دانش آموزان جهت یادگیری بخصوص در پسران در مقاطع تحصیلی بالاتر افت
کرده است و رغبتی جهت فعالیت های آموزشی نشان نمی دهند، و یا در مدارس تجهیزات آموزشی
موجود نیست، فضای فیزیکی مدرسه نامناسب است و …) معلم در چنین شرایطی تدریس می نماید آیا
می توان گفت معلم به وظایف خود نپرداخته است؟ بر اساس این دیدگاه تدریس در یک حوزه و

یادگیری نیز در حوزه دیگر قرار می گیرد. بنابراین باید درباره شیوه ها و راهبردهای یاددهی و شیوه ها و
راهبردهای یادگیری مستقلاً بحث نمود.
دیدگاه دوم میان یاددهی و یادگیری به رابطه ضروری علت و معلولی قائل است. از هوادارن این
دیدگاه جان دیوی و همفکرانشان آرایل، بروس جویس و مارشا ویل] هستند که عقیده دارند تدریس از
ماهیتی از نوع دستاورد برخوردار است بدین معنا که تدریس باید به نتایجی برسد که همان یادگیری
است. در واقع یادگیری دستاورد تدریس است. اگر تدریس یادگیری در پی نداشته باشد انگار که
تدریس انجام نگردیده است و اتلاف انرژی و هزینه بوده است. به نظر می آید جدا فرض کردن
تدریس و یادگیری تعهد را کاسته و تفکر در اجرای روش های تأثیرگذار را پایین آورد و برعکس
قائل شدن به رابطه مستقیم بین تدریس و یادگیری تعهد معلمان را در اجرای روش تدریس اثربخش
افزایش می دهد. بر این اساس روش تدریس یادگیری همکارانه یکی از روش هایی است که تدریس را
به هدف آن که یادگیری و تغییر است می رساند. (ملکی، ۱۰۹، ۱۳۸۵)
6- منطبق بودن بر محیط یادگیری مبتنی بر همیاری
در خصوص توجیه نظری استفاده از شیوه یادگیری همکارانه در تدریس می توان به انواع محیط
های یادگیری و مقایسه آن ها با یکدیگر و میزان اثربخشی آن ها در فرآیند یاددهی – یادگیری کلاس
درس اشاره نمود. انواع محیطهای یادگیری را در یک تقسیم بندی کلی به سه دسته تقسیم نموده اند.
الف) میحط رقابتی: این محیط، محیطی است که در آن هر شاگرد از خود می پرسد که شاگرد اول
کلاس کیست؟ رقیب من کیست؟ شعار حاکم بر این نوع محیط این است که «اگر تو ببری من باخته ام،
من ببرم تو باخته ای» همیشه یک ترس و اضطراب دائمی وجود شاگردان بخصوص شاگردان با
توانمندی بالا را گرفته است که نکند من موفقیت خودم را در کلاس درس از دست بدهم.
ب) محیط فردی: در این محیط هر کس به تنهایی و با سرعت خاص خود حرکت می کند و به
فعالیت مشغول است تعامل بین شاگردان در حداقل خود و آن هم در زنگ های ورزش، تفریح، هنر و … معلم مرجع اصلی کلاس می باشد. ارتباط معمولاً یک سویه است. شعار کلاس این است که ما تنها هستیم.
ج) محیط همیاری (مشارکتی: محیطی است که در آن شاگرد یاد می گیرد که اگر وقتی نیاز به
کمک دارد، اگر چیزی برای گفتن دارد. سؤالی و مسئله ای و مشکلی دارد. غیر از معلم افراد دیگر
که هم کلاسی های او هستند قابل اعتماد و اطمینان هستند می تواند به آنها در میان بگذارد. شعار

عمومی این نوع کلاس ها این است که همه با هم نجات پیدا می کنیم یا همه با هم غرق می
شویم» وابستگی مثبت به دیگران وجود دارد. در کنار همه این مسایل پاسخ گویی فردی به سؤالات
آموزشی نیز به قوت خود باقی است. (رستگار، ۱۳۷۶، ۱۹) نمودار ارتباط معلم با شاگرد و شاگرد
با شاگرد در محیط های فوق الذکر به شکل زیر است

با توجه به جو عمومی و روانی اجتماعی که در محیط مشارکتی و همیاری در فضای کلاس حاکم
است بدون شک یافته های این گونه کلاس ها به مراتب در مقایسه با سایر کلاس ها بهتر خواهد بود،
همچنانکه تحقیقات متعدد نشان داده اند که میزان یادگیری در این نوع کلاس ها بیشتر است. لذا بهتر
است جهت کار آمد کردن فعالیت کلاس ها از روش مشارکت دادن افراد در کلاس درس استفاده
کنیم. (ملکی، ۱۳۸۵، ۱۹۷) روش تدریس به شیوه یادگیری همکارانه روشی است که در نهاد خود
مشارکت شاگردان را در پی دارد. بنابراین اثرات آن مطمئناً بیشتر و عمیق تر از سایر روش ها خواهد بود.
۷- ارتباط افقی کتب درسی و تدریس آنها:
براساس ارتباط افقی کتب درسی بین کتب های یک پایه درسی دو مؤلفه عمده وجود دارد. یکی
اینکه هدفهای آموزشی کتاب های مختلف یک پایه تحصیلی مکمل یکدیگر هستند و دیگر آنکه
درجه دشواری هدفهای کتاب های یک پایه یکسان و متناسب با رشد ذهنی شاگردان همان پایه
تحصیلی است. به عبارت دیگر کتاب فارسی مثلاً کلاس چهارم به همان میزان سخت می باشد که علوم
چهارم مشکل است. دینی به همان میزان مشکل می باشد که ریاضی مشکل است و سایر دروس نیز به

همین ترتیب. سؤال اساسی این است که اگر درجه دشواری کلیه کتب یکسان است پس چرا شاگردان
فارسی، علوم و یا سایر درس ها را به آسانی یاد می گیرند ولی در ریاضی دچار افت تحصیلی می
باشند؟ و این در صورتی است که دهها متغیر نظیر مدرسه، خانواده، معلم و … یکسان می باشند. بدون
شک علت را باید در نحوه تدریس ریاضی توسط معلم جستجو نمود. لذا برای اینکه روشی به کار
گرفته شود که یادگیری ریاضی را همانند سایر درون آسان نماید باید سراغ روش تدریس مناسب رفت
که پیشنهاد ما اجرای روش تدریس یاد گیری همکارانه است.
۸- مناسب ترین روش معلمان اثربخش:
برای اینکه تلاش هایمان در کلاس درس به نتیجه و بازده مطلوبی منجر گردد باید سعی نماییم که
به معلمان حرفه ای یا اثربخش تبدیل شویم. از ویژگی عمده معلمان اثربخش این است که صلاحیت و
شایستگی های معلمی را دارا باشند. صلاحیت و شایستگی را داشتن دانش (تسلط علمی به موضوعی
که تدریس می کنیم و انسانی شناسی از دیدگاه روانشناسی رشد، یادگیری، تفاوتهای فردی و …) و
مهارتهای خاص معلمی میدانند که معلمان آنها را در جریان یاددهی – یادگیری به کار می گیرند.
مهارت های هفده گانه معلمی عبارتند از:
۱- مهارت تهیه طرح درس مطلوب
۲- مهارت تحلیل محتوا
۳- مهارت به کار گیری از رسانه های آموزشی
۴- مهارت راهنمایی و مشاوره شاگردان
۵- مهارت ایفای نقش مطلوب
۶- مهارت رشد دادن خلاقیت در شاگردان
۷- مهارت اجرای ارزشیابی مطلوب
۸- مهارت ایجاد و نگهداری انگیزه در شاگردان
۹- مهارت برقراری، حفظ و استمرار ارتباط
۱۰- مهارت مشارکت دادن شاگردان در یاددهی – یادگیری

۱۱- مهارت پرسش و پاسخ
۱۲- مهارت به کار گیری تقویت
۱۳ – مهارت مدیریت کلاس درس
۱۴- مهارت پایان دادن مناسب درس
۱۵- مهارت تعیین تکلیف برای شاگردان
۱۶- مهارت در اقدام پژوهشی کلاسی
۱۷- مهارت در اجرای روش تدریس مناسب.
کار خویش آگاهند و بر مهارتهای
یا حرفه ای معلمانی هستند که با تکنولوژی
ذکر شده تسلط دارند و از روش هایی بهره می گیرند که در فرآیند تدریس برای یادگیرنده فرصت
معلمان اثربخش
ایجاد می نمایند که یاد بگیرند و هدف های آموزشی سهل تر، سریع تر و عمیق تر محقق شوند.
تدریس به شیوه یادگیری همکارانه روشی است که با ذهنیات این نوع معلمان سازگار است و آنها را در
امر تدریسشان کمک مؤثری می نماید.
۹- هماهنگ بودن با اصل سینرژی یا تضایف
براساس اصل سینرژی یا تنضایف از جمع دو جزء کلی بدست می آید که بیشتر از کل جمع آن دو
جزء می باشد. مثلاً اگر دو نفر بخواهند در زمینی با شرایط یکسان جای لوله بکنند ولی جدا از هم و با
افاصله ۱۰۰ متری از یکدیگر این کار را انجام دهند در پایان روز کاری معلوم شود که آن جمعاً ۲۰ متر
جای لوله کنده اند اگر این دو نفر با هم کار کنند و با هم همکاری نمایند در پایان روز کاری آنها بدون
شک بیشتر از ۲۰ متر خواهند کند. چرا که وقتی با هم کار می کنند انرژی بیشتری آزاد می کنند و این
انرژی بازده کار را افزایش می دهد. در روش تدریس به شیوه یادگیری همکارانه نیز دقیقاً همین اتفاق
می افتد و بچه ها انرژی بیشتری آزاد می کنند که این انرژی صرف یادگیری بهتر و عمیق و سهل تر
می گردد.

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 − سیزده =