رقابت برای بچه ها خوب است یا خیر؟ چه نوع رقابتی مفید است؟

چرا رقابت های بین کودکان، برای بچه ها خوب است؟

رقابت بین دانش آموزان خوب است اگر آن رقابت در آن ها مهارت ایجاد کند. بعضی از رقابت ها باعث به وجود آمدن حس  شکست و نا امیدی می شود و یا رقابت برای به دست آوردن چیزی می شود که ارزش خاصی ندارد و گاها برای بچه ها مضر است.

اگر رقابت به درستی انجام شود، می تواند به فرزندانتان کمک کند مهارت های زندگی که در طول زندگیشان به صورت مداوم استفاده خواهند کرد را یاد بگیرند.

والدین باید بدانند که نباید همیشه کاری کنند که آب در دل فرزندشان تکان نخورد! بلکه باید آن ها را به صورت مدیریت شده به چالش بکشند، در برخی موارد باید از آن ها خواست که برای کاری تمام سعی و تلاششان را انجام بدهند.

بچه ها باید بتوانند با مسائلی که در آینده با آن ها رو به رو می شوند رفتار عاقلانه و درستی داشته باشند.

برای برخی والدین، “رقابت” کلمه ی ناپسندی ست. استدلال آنها این است که رقابت نه تنها باعث فشار بیش از حد روی بچه ها می شود بلکه می تواند باعث ایجاد تنش های غیر ضروری شده و اگر در آن پیروز نشوند موجب ناراحتی و نا امیدیشان می شود. برخی پدر و مادرها برای در امان نگه داشتن بچه ها از نا امیدی، یا از اعلام شخصی به نام برنده اجتناب کرده یا به کل از شرایط رقابتی دوری می کنند.

اما آیا واقعا یک قفسه پر از مدال مد نظر است؟ نه لزوما. کارشناسان بالینی کودک خاطر نشان می کنند که یک رقابت کوچک سالم برای بچه ها خوب است. علاوه بر این آنها را برای پیروزی ها و شکست ها در آینده آماده می کند، آنها همیشه در معرض اتفاقات خوب قرار نخواهند گرفت، فعالیت های رقابتی به آنها کمک می کند مهارت های مهمی را که در بزرگسالی به کار خواهند گرفت را تقویت کنند مانند: رعایت نوبت، همدلی و سرسختی.

دکتر تیموتی گان یک متخصص روانپزشکی کودکان، صاحب خدمات روانشناسی گنون در جنوب کالیفرنیا و کارشناس” Lifetime Network’s Child Genius : مجموعه ی مستند باهوش ترین ها” می گوید: “رقابت به بچه ها کمک می کند یاد بگیرند لزوما همیشه بهترین ها و باهوش ترین ها موفق نمی شوند، بلکه کسانی که سخت کوش هستند و پشتکار دارند به موفقیت می رسند. او می گوید: بچه هایی که در رقابت شرکت می کنند، “مهارت های اجتماعی و انتقادی را از طریق تعامل با دیگر بچه ها به دست می آورند و این در حالی ست که ارزش سخت کوشی را یاد می گیرند و عزت نفس و خود کفایی خود را تقویت می کنند”.

علاوه بر این: یک موقعیت سالم برای فرزندتان است تا یاد بگیرد چطور عضو یک تیم باشد. روندا کلسترمان معلم تربیت بدنی در مدرسه ابتدایی سنت جوزف در لانگ بیچ کالیفرنیا می گوید: “بسیاری از بازی های رقابتی به بچه ها یاد می دهد تا مشکلات را به صورت تیمی حل کنند و به آنها کمک می کند مهارت های طولانی مدتی که برای گروهشان مناسب است را یاد بگیرند”.

راه حل این است که مطمئن شوید جو موجود، رقابت سازنده ای را ترویج می کند. این چیزی نیست که بچه ها همیشه بتوانند درک کنند یا با شما در موردش صحبت کنند، بنابراین حواستان به نحوه ی واکنش آنها به شرایط رقابتی باشد.

اگر فرزندانتان در رقابت سالمی شرکت کنند، ممکن است:

بخواهند دوباره در آن رقابت شرکت کنند

ممکن است برنده یا بازنده باشند

مهارت های جدیدی یاد بگیرند و بخواهند خودشان را بهتر کنند

از بالا رفتن عزت نفسشان لذت ببرند

اگر فرزندانتان در رقابت ناسالمی شرکت کنند، ممکن است:

از شرکت در فعالیت امتناع کنند

برای عدم شرکت در رقابت، خودشان را به مریضی بزنند

خیلی مستقیم بگویند که نمی خواهند در این رقابت شرکت کنند

افسردگی، اضطراب، خواب آلودگی یا از دست دادن اشتها همگی می توانند چراغ های قرمزی باشند که یعنی شرایط موجود نیازمند بحث بیشتری ست. دکتر گان هشدار می دهد: “اکثر کودکان اهل رقابت”، قبل از یک مسابقه ی بزرگ (یا امتحان) دچار اضطراب می شوند اما نباید همیشه نگران باشند که این اضطراب در سایر بخش های زندگی آنها هم تاثیر بگذارد”.

چگونه بچه ها را به رقابت های سالم تشویق کنیم

شکستن ناخن در یک بازی یا از دست دادن جایزه چیزی نیست که هر کسی به راحتی با آنها کنار بیاید، اما شما این قدرت را دارید که به فرزندتان کمک کنید دید مثبتی به رقابت داشت باشد. برای تازه کارها، تعریف دستاورد نه فقط به عنوان برنده شدن در فعالیت، بلکه به عنوان یک هدف برای چیزی که در ذهن دارند و آن را به سرانجام برسانند، کمک کننده است. دکتر گان می گوید: سعی کنید همیشه در چالش ها حمایتشان کنید و به طور مرتب این پیغام که همه چیز عالی ست را به آنها اِلقا کرده و به آنها کمک کنید که از تجربیاتشان درس بگیرند. مدل سازی رفتار خوب (بدون سرزنش بعد از انجام رقابت) نیز یک ابزار قدرتمند است.

و هرگز تغییر در دیدگاه را دست کم نگیرید. دکتر گان می گوید: “من معتقدم بخشی از توسعه ی رقابت سالم این است که بچه ها یاد بگیرند مهمترین رقیب آنها، خودشان هستند”. او فرصت اثبات ادعاهای خود را داشت، وقتی پسر 5 ساله اش پس از باخت در مسابقات دوی کشوری احساس شکست و سرخوردگی داشت، دکتر گان به جای اینکه روی پسرش که آهسته ترین دونده ی تیم بود تمرکز کند روی پسر بچه ای تمرکز کرد که لحظه ی آخر به پسرش تنه زده بود.

او می گوید: “ما به او آموختیم که در حقیقت می خواستیم به اینکه چقدر سایر بچه ها سریع دویدند فکر نکند بلکه فقط روی زمان دویدنش تمرکز کند”. “ما زمانی را برای او تنظیم کردیم تا مسافت مشخصی را کامل کند، بنابراین دیدگاه او از رقابت با سایر بچه ها فقط روی رقابت با قابلیت های خودش متمرکز شد. در نتیجه، او از تجربه شکست به تجربه موفقیت رسید و از آن به بعد از شرکت در مسابقات لذت می برد حتی با اینکه هنوز هم اغلب اوقات آخرین بچه ای ست که به خط پایان می رسد.

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
ممکن است شما دوست داشته باشید

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت − 5 =