درباره زندگی امام حسن عسکری (ع) امام یازدهم شیعیان

0 ۵۵

زندگی نامه امام حسن عسکری (ع) امام یازدهم شیعیان

زندگی معصوم سیزدهم « امام حسن عسکری (ع) » در یک نگاه

 نام: حسن (ع) نام پدر: امام هادی (ع) نام مادر: سلیل لقب: عسکری، زکی کنیه: ابومحمد، مشهور به ابن الرضا محل تولد: مدینه منوره زمان تولد: هشتم ربیع الثانی، ۲۴ ربیع الاول سال ۲۳۲ هجری قمری زمان شهادت: هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری قمری محل شهادت: سامرا به وسیله معتمد خلیفه عباسی زیارتگاه امام: سامرا در عراق دوران امامت: ۶ سال امام حسن عسکری (علیه السلام) امام یازدهم شیعیان.

حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)، در سال ۲۳۲ هجری در مدینه چشم به جهان گشود. پدر گرامیشان، امام علی النقی (علیه السلام) بودند و مادر گرانقدرش سوسن یا سلیل، زنی لایق و صاحب فضیلت بود و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت تا حجت حق را آن چنان که شایسته است، پروش دهد. این زن پرهیزگار در سفری که امام حسن عسکری (علیه السلام) به سامرا کرد، همراه ایشان بود و در سامرا از دنیا رفت.

کنیه امام حسن عسکری، ابا محمد بود، و القاب «الصامت»، «الهادی» ،الرفیق»، «الزکی»، «النقی» را برای آن حضرت ذکر کرده اند. ابن الرضا نیز عنوانی است که امام جواد و امام عسکری (علیه السلام) هر دو به آن شهرت یافته اند. امام یازدهم، صورتی گندمگون، قامتی متوسط و ابروهای سیاه کمانی، چشمهای درشت، پیشانی گشاده، دندان هایی درشت و بسیار سفید، و خالی بر گونه راست داشت.

بیان شیرین و جذاب و شخصیتی الهی با شکوه و وقار داشت و مفسری کم نظیر برای قرآن مجید بود. دوران عمر ۲۹ ساله امام حسن عسکری (علیه السلام) به سه دوره تقسیم می شود: دورهٔ اول: ۱۳ سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت. دورهٔ دوم: ۱۰ سال طول کشید که قبل از به امامت رسیدن ایشان بود.

دورهٔ سوم: حدود ۶ سال امامت آن حضرت است که در سامرا طی شد. امام هادی (علیه السلام)، پدر بزرگوار امام حسن عسکری (علیه السلام)، نزدیک به ۲۰ سال و نه ماه در سامرا به سر برد و از آنجا که سامرا مرکز سکونت لشکریان خلیفه و به شکلی مرکزی نظامی بود، امام هادی (علیه السلام) به همراه فرزندش به «عسکری» لقب یافته است.

آنچه مسلم است، آوردن این دو امام بزرگوار به سامرا – مرکز خلافت عباسی در آن عصر – از جهاتی شبیه سیاست مأمون در آوردن امام رضا (علیه السلام) به خراسان بود؛ زیرا در چنین شرایطی بود که رفت و آمد شیعیان به محضر امام (علیه السلام) تحت کنترل درآمد و شناسایی شیعیان برای آنها ممکن شد. تصور عباسیان این بود که ممکن است امامان، همانند سایر علویان با داشتن هوادارانی دست به قیام بزنند و حضور آنها در مرکز خلافت، مانع از چنین اقدامی شد.

سالهایی که امام (علیه السلام) در این شهر میزیست، به جز چند نوبتی که به زندان افتاد، در صورت ظاهر همانند یک شهروند عادی زندگی می کرد. طبعاً رفتار وی به طور محتاطانهای زیر نظر حکومت قرار داشت. روشن است که امام عسکری (علیه السلام) همانند سایر امامان، در صورت داشتن اختیار و آزادی، نه سامرا، بلکه مدینه را برای زندگی انتخاب می فرمود.

در واقع اقامت طولانی ایشان در سامرا، جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه قابل توجیه نیست. این مسأله به خصوص به سبب وجود شبکهٔ منظم و متشکل شیعیان که از مدتها قبل شکل گرفته بود، در نظر خلیفه از اهمیت فراوانی برخوردار بود و موجبات نگرانی می شد و وحشت او را فراهم می آورد؛ چیزی که می بایست به نحوی کنترل می شد. به همین جهت از امام (علیه السلام) خواسته بودند حضور خود را در سامرا، به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دارالخلافه حاضر شود. چنین حضوری، گرچه در ظاهر نوعی احترام به آن حضرت تلقی می شد، ولی در واقع تنها وسیلهٔ کنترل او از نظر خلیفه بود.

به دلیل همین زیر نظر بودن شدید امام حسن عسکری (علیه السلام) و کنترل شدن رفت و آمدها به محضر ایشان، شیعیان برای دیدن امام (علیه السلام) مشکل داشتند و بسیاری از مواقع ناچار بودند هنگامی که امام (علیه السلام) به جایی می رفتند، در مسیر با ایشان دیدار کنند. البته امام و شیعیانش در فرصت های گوناگون دیگری نیز همدیگر را ملاقات می کردند و سرپوش هایی نیز برای این تماس ها وجود داشته است.

یکی از بهترین راههای ارتباطی شیعیان با امام، مکاتبه بوده است. امام عسکری (علیه السلام) اگرچه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتقاد بی شائبه آنها به امام و احترام بی چون و چرای مردم به وی، شهرت فراوانی پیدا کرده بود. هم چنین به دلیل آن که مورد توجه عام و خاص بود، حاکمیت عباسی جز در مواردی چند، در ظاهر رفتار احترام آمیزی نسبت به آن حضرت نشان میداد.

خادم امام حسن عسکری (علیه السلام) می گوید: «روزهایی که امام به مقر خلافت می رفت، شور و شعف عجیبی در مردم پیدا میشد. خیابان های مسیر آن حضرت، از جمعیتی که سوار بر مرکب های خود بودند، پر می شد. وقتی امام تشریف می آوردند هیاهو یکباره خاموش می گشت و آن حضرت از میان جمعیت گذشته و وارد مجلس میشد. طبیعی است که بیشتر این افراد از شیعیانی بودند که از مناطق دور و نزدیک برای دیدن امام به سامرا می آمدند؛

هرچند ارادت سایر مردم نسبت به فرزندان رسول خدا نیز آنها را برای دیدن امام تهییج کرده، سبب فزونی جمعیت میشد.» امام حسن عسکری (علیه السلام) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف- دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود تا بتواند آن حضرت را به وسیله آن دو بیشتر آزار دهد. اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند، تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته، به صلاح و خوش۔ رفتاری گرویده بودند.

وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند: این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید. عبیدالله خاقان» وزیر معتمد عباسی، با همهٔ غروری که داشت، وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد، به احترام آن حضرت بر میخاست و آن حضرت را بر مسند خود می نشاند و پیوسته می گفت: در سامرا کسی را مانند آن حضرت ندیده ام. وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.

پسر عبید الله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواری اش موترقند و ایشان را دوست دارند. با آن که امام (علیه السلام) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود، بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت می کرد.

این نکته که حضرت هادی (علیه السلام) و حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی و مادی و دینی خود به آنها مراجعه می کردند، کمتر با مردم معاشرت می کردند، یکی از دلایلش این بود که دوران غیبت امام مهدی (علیه السلام) نزدیک بود و مردم می بایست کم کم بدان خو بگیرند و جهت گیری سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص امام (علیه السلام) که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند، بخواهند، تا پیش آمدن دوران غیبت در نظر آن ها عجیب نیاید امام حسن عسکری (علیه السلام) بیش از ۲۳ سال عمر نکرد؛

ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی امت اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیان که از راه های دور برای کسب فیض به محضر ایشان می رسیدند، برجای گذاشت در نهایت عمر دنیایی پربرکت امام حسن عسکری (علیه السلام) در سال ۲۶۰ هجری با شهادت آن امام همام پایان یافت. دلیل شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید. بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جان گداز حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)، شهر سامرا را غبار غم فراگرفت و از هر سو صدای ناله و گریه برخاست و مردم آمادهٔ سوگواری و تشییع آن حضرت شدند.

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 1 میانگین: 4]
ممکن است شما دوست داشته باشید

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − چهار =