درباره زندگانی امام موسی کاظم (ع) امام هفتم شیعیان

0 1,294

زندگی نامه امام موسی کاظم (ع) امام هفتم شیعیان

زندگی معصوم نهم امام موسی کاظم (ع) در یک نگاه

زندگی معصوم نهم در یک نگاه نام: موسی (ع) نام پدر: امام صادق (ع) نام مادر: حمیده (مصفا) لقب: کاظم، باب الحوائج کنیه: ابو ابراهيم، ابوالحسن محل تولد: در محلی میان مکه و مدینه زمان تولد: صبح یکشنبه ۷ صفر سال ۱۲۸ زمان شهادت: ۲۵ رجب ۱۸۳ هجری قمری محل شهادت: زندان هارون در بغداد که به دستور هارون الرشید مسموم شد. مزار شریف آن حضرت: شهر کاظمین عراق دوران امامت: سی و پنج سال که با خلفای عباسی: منصور، مهدی، هادی و هارون الرشید هم عصر بوده است.

امام موسی کاظم (علیه السلام) امام هفتم شیعیان موسی بن جعفر (عليه السلام) است. کنیه آن امام ابوالحسن» و «ابو ابراهیم» و لقبشان «کاظم» است. ایشان در روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری در ابواء (مکانی میان میان مکه و مدینه) به دنیا آمدند.

دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر(ع) مقارن بود با سالهای آخر خلافت منصور عباسی و نیز دورهٔ خلافت هادی و سیزده سال از دوران خلافت هارون که سخت ترین دوران عمر آن حضرت به شمار می رود. امام موسی کاظم (عليه السلام) از حدود ۲۱ سالگی به امر خداوند متعال و با وصیت پدر بزرگوارشان به مقام بلند امامت رسید. دورهٔ امامت آن حضرت سی و چند سال و چند ماه بود.

در زمان حیات امام صادق (علیه السلام)، کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان فرزند ارشدشان امام خواهد بود؛ اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت؛ ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق (علیه السلام)، عده ای چون از زنده بودن اسماعیل نا امید شدند، پسر او محمد ابن اسماعیل را امام دانستند.

پس از وفات حضرت صادق (علیه السلام) بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را «عبدالله افطح» خوانده اند. عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق (علیه السلام) را نداشت و به قول شيخ مفید متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون از نظر سن و سال از بقیه برادرانش بزرگتر بود، ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند؛ اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند، از او روی برتافتند و فقط عدهٔ قلیلی از او پیروی کردند که به «فطحیه» موسوم هستند.

جلالت قدر و علو و مکارم اخلاق و دانش وسیع حضرت امام موسی کاظم (عليه السلام) به قدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق (علیه السلام) به امامت او گرویدند و علاوه بر این، بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (عليه السلام) مانند «مفضل بن عمر جعفی» و «معاذ ابن کثیر» و «صفوان جمال» و «یعقوب سراج» نص صریح امامت حضرت موسی کاظم (علیه السلام) را از امام صادق (علیه السلام) روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

امام کاظم (علیه السلام) به تصدیق همهٔ مورخان، به زهد و عبادت بسیار معروف بوده است. عبادت و بندگی ایشان به حدی بود که به لقب «عبد صالح» گرفته بودند. امام (عليه السلام) در سخاوت و بخشندگی مانند نیاکان بزرگوار خود بود. و کیسه های دویست، سیصد و چهارصد دیناری با خود حمل و بین ناتوانان تقسیم می کرد.

از حضرت موسی كاظم (عليه السلام) روایت شده است که فرمود: «پدرم امام صادق (علیه السلام) پیوسته مرا به سخاوت داشتن و کرم کردن سفارش می کرد.» امام (علیه السلام) با آن همه کرم و بزرگواری و بخشندگی، خود لباس خشن بر تن می کرد و در اتاقی که نماز می گزارد، جز بوریا (حصیر) و مصحف و شمشیر چیز دیگری نبود. ایشان نسبت به زن و فرزندان و زیردستان خود بسیار با عاطفه و مهربان و همیشه در اندیشه فقرا و بیچارگان بود و پنهان و آشکار به آنها کمک می کرد.

برخی از فقرای مدینه او را شناخته بودند؛ اما بعضی دیگر، پس از تبعید حضرت از مدینه به بغداد به کرم و بزرگواری اش پی بردند و آن وجود عزیز را شناختند. امام کاظم (علیه السلام) به تلاوت قرآن مجید انس زیادی داشت و قرآن را با صدایی حزین و زیبا تلاوت می کرد؛ آن چنان که مردم اطراف خانهٔ آن حضرت جمع می شدند و به تلاوت ایشان گوش می سپردند.

ابدخواهانی بودند که به آن حضرت و اجداد گرامی اش بدگویی می کردند و سخنانی دور از ادب به زبان می آورند؛ ولی آن حضرت با شکیبایی با آنها برخورد می کرد و حتی گاهی با احسان، آنها را به راه راست هدایت می فرمود. برخی از کارگزاران دولت عباسی از دوستان حضرت موسی بن جعفر (عليه السلام) بودند و به دستورات حضرت عمل می کردند.

سرانجام بدگوییهایی که اطرافیان از امام کاظم (علیه السلام) کردند، در وجود هارون کارگر افتاد و در سفری که در سال ۱۷۹ هجری به حج رفت، بیش از پیش به عظمت معنوی امام (عليه السلام) و احترام خاصی که مردم برای ایشان قائل بودند پی برد، و از این جهت س خت نگران شد. وقتی به مدینه آمد و قبر منور پیامبر اکرم (صلی الله عليه و آله السلام) را زیارت کرد، تصمیم به جلب و دستگیری امام (عليه السلام) یعنی فرزند پیامبر گرفت.

هارون صاحب قصرهای افسانه ای در سواحل دجله، آن چنان از امام (علیه السلام) هراس داشت که وقتی قرار شد آن حضرت را از مدینه به بصره بیاورند، دستور داد چند کجاوه با کجاوه امام (عليه السلام) ببندند و بعضی را از راههای دیگر ببرند تا مردم متوجه نشوند که امام (عليه السلام) را از کجا و از کدام راه بردند. نهایتا هارون، امام موسی کاظم (عليه السلام) را با چنین احتیاطها و مراقبت هایی از مدینه تبعید کرد.

او ابتدا دستور داد امام هفتم (عليه السلام) را با غل و زنجیر به بصره ببرند و به «عیسی بن جعفر بن منصور» که حاکم بصره بود، نوشت که یک سال حضرت امام کاظم (عليه السلام) را زندانی کند. پس از یک سال، والی بصره را به قتل امام (عليه السلام) مأمور کرد. عیسی از انجام دادن این کار سر باز زد. هارون، امام را به بغداد منتقل کرد و به «فضل بن ربيع» سپرد. حضرت کاظم (عليه السلام) مدتی در زندان فضل بود و در این مدت و در این زندان، پیوسته به عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال مشغول بودند.

هارون، فضل را مأمور قتل امام (عليه السلام) کرد؛ ولی فضل هم از این کار کناره جست. باری، چندین سال امام (عليه السلام) از این زندان به آن زندان انتقال می یافتند. عاقبت آن امام بزرگوار، در سال ۱۸۳ هجری در سن ۵۵ سالگی به دست مردی ستم کار به نام «سندی بن شاهک» و به دستور هارون مسموم و شهید شدند. در آن هنگام سندی جسد پاک آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینید در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست.

شگفت آن که هارون با توجه به شخصیت والای موسی بن جعفر (عليه السلام) پس از درگذشت و شهادت امام اصرار داشت تا مردم این فریب را باور کنند که حضرت موسی بن جعفر (عليه السلام) مسموم نشده، بلکه به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، اما حقیقت پنهان نماند. بدن مطهر آن امام بزرگوار در مقابر قريش، در نزدیکی بغداد به خاک سپرده شد.

از آن زمان آن آرامگاه عظمت و جلال پیدا کرد و مورد توجه قرار گرفت و شهر کاظمین از آن روز بنا شد و روی به آبادی گذاشت. فرزندان حضرت موسی بن جعفر را ۳۷ تن نوشته اند: ۱۹ پسر و ۱۸ دختر که بزرگترین آنها حضرت علی بن موسی الرضا (عليه السلام) وصی و امام بعد از آن امام بزرگوار بوده است.

از دیگر فرزندان والامقام آن حضرت، حضرت احمد بن موسی (شاه چراغ) و حضرت محمد بن موسی است که در شیراز مدفون است.و حضرت حمزه بن موسی نیز در ری زیارتگاه شیعیان و علاقه مند آن به خاندان عصمت (علیهم السلام) است. هم چنین از دختران آن حضرت، کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در قم مأمن و زیارتگاه شیعیان و مشتاقان است.

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − یازده =

10% off

عضو سایت شوید و کد تخفیف 10 درصدی بگیرید!

>>> به مدت محدود <<<