درباره زندگانی امام علی (ع) امام اول شیعیان

0 343

زندگی نامه امام علی (ع) امام اول شیعیان

زندگی معصوم دوم  امام علی (ع) در یک نگاه

 نام آن حضرت علی (ع) نام پدر: ابوطالب نام مادر: فاطمه بنت اسد القب: مرتضی، امیرالمؤمنین، سیف الله، اسدالله، كرّار کنیه: ابوالحسن محل تولد: مکه، داخل خانه خدا زمان تولد: ۱۳ رجب ۶۰۱ میلادی مدت خلافت: ۵ سال مدت امامت: تقریبا ۳۰ سال مدت عمر: ۶۳ سال زمان شهادت: ۲۱ رمضان ۴۰ هجری محل شهادت: مسجد کوفه زیارتگاه آن حضرت: نجف، واقع در عراق کنونی

امام علی (ع) حضرت علی (ع)، چهارمین پسر حضرت ابوطالب (بعد از طالب، عقیل و جعفر) است که ۲۳ سال قبل از هجرت به دنیا آمد. مادرش فاطمه دختر اسد ابن هاشم عبد مناف است. علی (ع) در سیزده رجب سال سیام عام الفیل در خانه کعبه متولد شد. هیچ کسی نه پیش از او و نه پس از او در خانه خدا متولد نشده بود و خدا چنین گرامیداشتی را فقط به وی ارزانی داشته است. کنیه های او، ابوالحسن، ابوالقاسم، ابوتراب و ابومحمد است.

علی (ع) تا شش سالگی در خانه پدر بود. از آن سال به بعد، به دلیل وقوع خشکسالی در مکه، زندگی ابوطالب دچار سختی شد و پیامبر (ص) علی را به خانه خود آورد و علی (ع) در سایهٔ تربیت محمد (ص) پرورش یافت. او هرگز در سراسر عمر در مقابل بت ها تواضع نکرد و در بین مردان، نخستین کسی بود که به پیامبری رسول اکرم (ص) ایمان آورد؛ زیرا حدود هفت سال با پیامبر و در خانه رسول خدا زندگی کرد و تا بعثت رسول اکرم پیش آمد و رسالت پیامبر را از دل و جان پذیرفت. حضرت علی (ع) چه در آغاز دعوت اسلام و چه در جنگ ها، فداکاری های زیادی کرده است . هنگامی که پیامبر (ص) دعوت خود را آشکار نمود، اذیت ها و آزارهای قریش هم شروع شد و در بسیاری از مواقع، رسول خدا را در حال نماز اذیت می کردند.

در این مواقع علی ابن ابیطالب و گاه زید ابن حارثه به نوبت و گاه هردو با هم از رسول خدا (ص) محافظت می کردند. در سال چهارم بعثت، وقتی از طرف خداوند به پیامبر (ص) امر شد: «خویشان خود را این دعوت باخبر کن و آنان را بیم ده،» على (ع) زخم زبان ابولهب و دیگران را تحمل کی و با شجاعتی بی نظیر، آمادگی خود را برای کمک به پیامبر اعلام کرد و در نوبت سوم ک تنها علی در آن جمع برخاست، پیامبر اکرم فرمود: «بنشین که تویی برادر من و وصی من و وزیر من و وارث و خلیفهٔ بعد از من.»

علی (ع) در سختی های سیزده ساله مکه و در جنگ های بدر، احد و خندق تا پیروزی فتح مکه و حنین و… در مدینه همیشه تلاش و فداکاری و ایثار کرد. علی (ع) در جنگ احد، آن چنان شجاعتی از خود نشان داد که دوست و دشمن را به شگفت آورد. هر زمان که دشمنان کینه توز، پیامبر اکرم (ص) را در میان می گرفتند، علی (ع) حملات آنها را دفع می کرد. علی (ع) چنان شجاعانه و با قدرت می جنگید که شمشیرش شکست و پیامبر شمشیر خاص خود را که «ذوالفقار» نام داشت، به او داد.

بدن علی (ع) در این جنگ بیش از شصت زخم برداشته بود. در همین جنگ بود که پیغمبر، پیک وحی را میان زمین و آسمان مشاهده کرد که می گفت: «لا فتى الا علی لا سیف الا ذولفقار» جوانمردی جز علی و شمشیری جز ذولفقار وجود ندارد. در جنگ حنین و طائف نیز علی (ع) همراه رسول خدا بود. در جنگ حنین، به جز سه نفر از جمله على (ع) که در جنگ، پایداری کردند، همه گریختند. در سال دهم هجرت، حجة الوداع و داستان غدیر خم پیش آمد. رسول خدا به امر خدا، حضرت علی (ع) را در حضور ده ها هزار نفر مسلمان، به عنوان وصی و جانشین خود تعیین فرمود و آیهٔ ۴۰ از سوره مائده که به آیه «اکمال دین و اتمام نعمت» شهرت دارد، نازل شد.

در جنگ خندق که احزاب مختلف کفار، مدینه را محاصره کرده بودند، علی (ع) با شجاعت فوق العادهٔ خود، عمرو بن عبدود، از پهلوانان نامدار قریش، را از پای درآورد. رسول اکرم در آن لحظه حساس فرمود: «ضربهٔ علی در روز خندق، از اعمال امّت من تا روز قیامت، برتر است.» در سال هفتم هجری، جنگ خیبر پیش آمد و علی (ع) نیز همراه رسول خدا بود.

دشمنان در دژ خیبر به شدت مقاومت می کردند. سرانجام پیامبر، على (ع) را فراخواند و پرچم را به س مت او داد. علی (ع) به جنگ با یهودیان خیبر شتافت. یکباره گروهی از دژ بیرون آمدند و علی (ع) را محاصره کردند. در میان آنها جنگجویی گرزی آهنینی را که در دست داشت ، بر سپر على (ع) فرود آورد و سپر علی (ع) به زمین افتاد.

علی (ع) به سوی در دژ دوید. در را از جای کند و آن را سپر خود ساخت. در نهایت با دلاوریهای علی (ع)، جنگ خیبر با پیروزی مسلمانان پایان یافت و علی (ع) «فاتح خیبر» لقب گرفت. در فتح مکه، على (ع) نیز همراه رسول خدا بود. هنگامی که پیامبر (ص) می خواست خانهٔ کعبه را از وجود بتها، پاک کند، از حضرت علی (ع) خواست که پا بر شانهٔ مبارک او بگذارد و بتها را پایین بریزد. علی (ع) مفسر قرآن بود و از رموز و اسرار آن باخبر بود؛ زیرا از سرچشمهٔ دانش و بینش پیغمبر سیراب شده بود.

علی (ع)، گام به گام با پیغمبر و شاهد نزول آیات کریمه قران بوده است. در آخرین لحظه های عمر رسول مکرم (ص)، علی (ع) بر بالین آن سرور بود و در حالی که سر مبارک رسول (ص) روی سینه على بود، چشم از جهان فروبست. علی (ع) خود بدن مقدس رسول گرامی را غسل داد و کفن کرد و با دست های خود، آن پیکر نازنین س فارش پیغمبر (ص) بنا بود على (ع) خلیفه مسلمین باشد؛ امّا را به خاک سپرد.

طبق وقتی اشخاص دیگری در این کار پیش دستی کردند و زمامداری را به دست گرفتند، با آن که علی (ع) خلافت را حق خود می دانست، برای پیش گیری از بروز اختلافات و وقوع جنگ داخلی، با حالتی که از آن به «خار در چشم و استخوان در گلو» تعبیر نمود، صبر کرد و تنها با ارائه دلایل منطقی و حجت آوردن، به دفاع از حق خود پرداخت. علی (ع) در مدت نزدیک به بیست و پنج سال از سال ۱۱ تا ۳۵ هجری)، که خلفای سه گانه زمامداری می کردند، با کمال بزرگواری و خیرخواهی، به مشکلات مردم و تربیت اصحاب رسیدگی می کرد، و با درخت کاری و کشاورزی و حفر قنات و کارهای سودبخش او عام المنفعه و عبادت پروردگار متعال، اوقات خویش را صرف می کرد تا دوران خلافت آن حضرت فرا رسید.

به محض این که علی (ع) بنا به خواهش مردم، زمامداری را به عهده گرفت، در ابتدای برنامهٔ خود اعلام کرد: «هرچه که ناعادلانه از بیت المال به افراد گوناگون رسیده است به خدا قسم پس می گیرم و به بیت المال برمی گردانم؛ گرچه به مصرف مهر زنان و خرید کنیزان رسیده باشد.» گروهی به بصره رفتند و در آن جا علیه حضرت علی (ع) شورش کردند و جنگ جمل آغاز شد. گفته شده از طرفین در این جنگ سیزده هزار نفر کشته شدند. چندی بعد، جنگ صفین راه افتاد و آن همه مشکلات برای علی (ع) و عالم اسلام پیش آمد و جریان حکمیت، که برای اسلام گران تمام شد، نتیجه این جنگ بود. ماحصل جنگ این بود که معاویه با دسیسه و حیله بر شام مسلط شد.

چندی نگذشت که شورش خوارج نهروان آغاز شد. علی (ع) با خوارج سخن گفت و اتمام حجت کرد. عده ای هم توبه کردند و حقانیت علی (ع) را پذیرفتند؛ اما برخی از آنان بر جنگ اصرار کردند و چند نفر از یاران علی (ع) را کشتند. علی (ع) ناچار، دستور دفاع و جنگ صادر کرد و سرانجام، این جنگ به شکست خوارج انجامید. این جنگها در حقیقت، فرمایش رسول خدا (ص) را تحقق بخشید. حضرت رسول (ص) به علی (ع) فرموده بود: «بعد از من با سه دسته جنگ می کنی: با ناکثین یعنی پیمان شکنان همان اصحاب جمل که ابتدا بیعت کردند و سپس بیعت را شکستند.

با قاسطین یعنی یاغیان و زورگویان: یعنی معاویه و اهل شام که از ابتدا سر به طغیان و یاغی گری برداشته بودند؛ و مارقین یعنی آنها که از اطاعت امام زمان خود بیرون رفتند: یعنی خوارج نهروان.» پس از جنگ نهروان، سه تن از خوارج، در مکه هم عهد و هم قسم شدند که معاویه، عمرو عام و علی (ع) را به قتل برسانند.

از آن سه تن نگون بخت، عبدالرحمن بن ملجم مرادی، کشتن امیرالمؤمنین علی (ع) را پذیرفت و به کوفه آمد و در شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری به مسجد کوفه رفت و هنگامی که علی (ع) در محراب عبادت سر به سجده داشت ، از کمین گاه بیرون آمد و با شمشیر زهرالود، فرق منور علی (ع) را شکافت. مولا (ع) از بامداد روز نوزدهم تا پاسی از شب بیست و یکم ماه رمضان، در بستر بیماری بود و در حالی که ذکر «لا اله الا الله» را تکرار می کرد، روح مقدسش از پیکر نازنینش جدا شد و به بهشت جاودان شتافت. بدن مقدس مولا (ع) در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار + هفده =

10% off

عضو سایت شوید و کد تخفیف 10 درصدی بگیرید!

>>> به مدت محدود <<<