داستان «نان مُهر شده!» از امام علی (ع)

0 ۷

داستان «نان مُهر شده!»

شخصی به نام طبایع بن رفیع برای انجام کاری نزد امام علی (ع) رفت. او در کنار حضرت نشسته بود. در همان لحظه کیسه ای در بسته و مُهر و موم شده را به حضور امام آوردند طبایع می گوید: حضرت کیسه را باز کرد و دیدم که مقداری نان خشک درون کیسه وجود دارد. من خیلی تعجب کردم! حس کنجکاوی مرا واداشت که بپرسم: «یا علیا چرا این نان های خشک را داخل کیسه ای مهر و موم شده قرار داده ای ۱۶» حضرت جواب داد: «این نانها، آذوقهٔ شب و روز من است!» سپس حضرت مقداری از آن نان خشک را در آب انداخت و پس از آن که کمی نرم شد، شروع به خوردن نمودا این پاسخ مرا قانع نکرد؛ بنابراین باز پرسیدم: «یا امیرالمؤمنین! هنوز برای من روشن نیست که چه لزومی دارد نان خشک را درون کیسه ای سر بسته قرار دهید و آن را مُهر کنید.»

حضرت تبسمی نمود و فرمود: «نان های خشک را خودم داخل کیسه قرار میدهیم و س پس آن را مهر می کنم؛ زیرا فرزندانم دوست دارند این نان ها را با نان های تازه و چرب جایگزین کنند تا من دیگر از این نانها نخورم؛ به همین خاطر، من سر کیسه را طوری میبندم که کسی نتواند این کار را انجام دهد!» باز هم پرسیدم: «یا امیر! آیا خداوند متعال به شما دستور داده که غذای خوب و نان چرب نخورید؟»

امام فرمود: «نه! این طور نیست.» پرسیدم: «پس چرا این قدر خودتان را در تنگنا قرار می دهید و بر خود سخت می گیرید؟* امام در پاسخ فرمود: «علی دوست ندارد غذایش از غذای فقیرترین مردم در قلمرو حکومتش، بهتر باشد!» و سپس افزود: «دوست ندارم من اینجا نان تازه و چرب بخورم؛ در حالی که کودکی یا یتیمی و یا فقیری در جایی، گرسنه بخوابد؛ بنابراین غذایی می خورم که فقرای مملکت بتوانند حداقل روزی یک بار از آن بخورند.» و در پایان نیز فرمودند: «غذای من روزی بهتر خواهد شد که مستمندان و فقیران جامعه به غذای بهتری دسترسی داشته باشند!»

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × 1 =