داستان « شربت تربت » از امام باقر (ع)

0 ۱۱۷

داستان « شربت تربت »

شخصی به نام «محمد بن مسلم» که از ارادتمندان حضرت امام محمد باقر (ع) بود، به بیماری سختی دچار شد؛ به طوری که توان حرکت کردن را از دست داد. امام باقر (ع) وقتی از ناخوشی محمد بن مسلم با خبر شد، شربت دارویی تهیه نمود و در ظرفی ریخت و آن ظرف را داخل پارچه مخصوصی پیچید و به وسیله خدمتکار خود به نزد او فرستاد.

غلام، آن شربت را به دست محمد بن مسلم رساند و گفت: «مولایم این شربت را برای شما فرستاده است تا آن را بخورید و ان شاء الله شفا پیدا کنید.» محمد بن مسلم، شربت را که بسیار خوشبو و معطر بود، از دست خدمتکار گرفت و نوشید و پس از لحظاتی، توان و قدرت خود را به دست آورد. خدمتکار، وقتی این حالت را دید، گفت: «مولایم فرمود، پس از خوردن آن شربت، برخیزی و به نزد ایشان بروی.» محمد بن مسلم که باور نمی کرد با خوردن آن شربت، به این زودی بهبود یابد، با خوشحالی از جا برخاست و فورا خود را به امام رساند.

به محض این که امام را مشاهده کرد، جلو رفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود، دست و پیشانی حضرت را بوسید. امام پس از ابراز محبت به او فرمود: «از این که س لامتی از دست رفته ات را بازیافته ای، خوشحال باش. چرا گریه می کنی؟» محمد بن مسلم جواب داد: «گریه ام از این است که محل زندگی ام از شما دور افتاده است و این موضوع، خیلی ناراحتم می کند و از طرف دیگر، ناتوانی و رنجوری ام، مزید بر علت شده تا نتوانم مرتب به خدمت شما برسم.» امام لب به سخن گشود و فرمود: «من برای این هر دو مشکل شما، راهکاری دارم.» پرسید: «چه راهکاری مولای من؟» امام فرمود: «ولا، از ناتوانی و بیماری و مصیبتها ناله مکن؛ زیرا دوستان و شیعیان ما در این دنیا به انواع و اقسام بلاها و گرفتاری ها دچار می شوند.

مؤمن واقعی در این دنیا، در هر مقام و موقعیتی که باشد، احساس غربت می کند؛ تا وقتی که به سرای باقی رفته، به اصل خود بپیوندد. ثانیا، هر وقت، نسبت به ما دلتنگ شدی و قصد زیارت ما را کردی، ولی به دلیل دوری مسافت، نتوانستی به آرزوی خود برسی، به زیارت قبر امام حسین (ع) برو؛ زیرا انسان به صورت اعتقادات قلبی خود محشور خواهد شد.»

محمد بن مسلم، سرمست از شنیدن بیانات امام بود که در این لحظه، حضرت پرسید: ای محمد! آن دارویی که خوردی، چگونه دارویی بود؟» امحمد جواب داد: «یا ابن رسول الله! رحمت خداوند را در آن یافتم که به واسطهٔ دستان شما اهل بیت در آن قرار گرفته بود و با خوردن آن، در دم، سلامتی خود را بازیافتم.» حضرت فرمود: «بدان که به آن شربت، تربت قبر جدّم حسین (ع) را مخلوط کرده بودم و هر کس آن را با اعتقاد و شناخت عمیق استفاده کند، شفا و درمان هر دردی را از آن به دست خواهد آورد.»

 

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هشت − شش =