داستان « سؤالات مبهم، جواب های روشن » از امام باقر (ع)

0 ۱۲۱

داستان « سؤالات مبهم، جواب های روشن »

«طاووس یمانی» در مراسم حج، امام باقر (ع) را شناخت و منتظر شد تا امام طواف خود را تمام کرد. بعد از آن به همراه دوستانش پیش حضرت رفت تا سؤالاتی از امام بپرسد که شاید ز جواب دادن به آنها عاجز بماند. حضرت بعد از طواف در گوشه ای نشست تا اگر مردم سؤال یا مشکلی دارند، پیش او بیایند و مطرح کنند.

طاووس به همراه چند نفر از دوستانش نزد امام رفتند و کنار ایشان نشستند. طاووس گفت: «یا ابو جعفرا از شما چند سؤال دارم که امیدوارم جوابشان را بدانید.» امام فرمود: «از هر چه دوست داری، بپرس. ان شاء الله جواب آن را میدانم.» طاووس پرسید: «ای ابو جعفر! آیا می دانی چه زمانی یک سوم از جمعیت کره زمین کشته و نابود شد؟» امام فرمود: «ای ابوالرحمن! اولاً یک سوم نبود و یک چهارم بود، و آن هنگامی بود که در زمین فقط چهار نفر زندگی می کردند که عبارت بودند از: حضرت آدم، حوا، هابیل و قابیل؛ تا این که قابیل، هابیل را کشت و به این ترتیب، یک چهارم جمعیت زمین نابود شد.» طاووس یمانی پرسید: «آیا هابیل پدر تمام مردم است یا قابیل؟» امام پاسخ داد: «هیچ کدام از هابیل و قابیل، نسلی به وجود نیامد، بلکه بعد از آدم (ع)، نسل انسان از شیث (ع) باقی مانده است.»

طاووس دوباره پرسید: «چرا به اولین نوع از انسان، لقب آدم دادند؟» امام فرمود: «زیرا جنس بشر از جنس خاک روی زمین است و به خاطر آن نام او را آدم گذاشته اند که به همان معنی است.»

– «چرا همسر آدم را حوا نام نهاده اند؟» : زیرا همسر آدم از دندهٔ پهلوی او به وجود آمده است.»

– «چرا شیطان را ابلیس نام گذاشته اند؟» : «چون از درگاه رحمت خداوند، محروم و نا امید شد.»

– «چرا برای جن این اسم را گذاشته اند؟» : «چون اجته این قدرت را دارند که نامرئی و مخفی شوند.»

– «اولین شخص حیله گر و دروغگو که بود؟ » : «شیطان؛ زیرا به خداوند گفت که از جنس آتش است و آدم از خاک؛ پس آتش از خاک برتر است.»

– «چه کسانی به حق شهادت دادند و در واقع دروغ می گفتند؟ » : «منافقان بودند که در ظاهر به رسالت پیامبر خدا (ص) گواهی دادند؛ ولی در باطن دروغ می گفتند.»

– «آن پیامبری که خدا برای راهنمایی انسان فرستاد، ولی از نوع انسان و جن نبود، که بود؟» : «کلاغی بود که نزد قابیل آمد تا به او طریقه دفن کردن برادرش را بیاموزد.»

– «آن موجودی که از نوع انسان و جن نبود؛ ولی قبیلهٔ خود را ارشاد و راهنمایی کرد تا از هلاکت و نابودی نجات پیدا کنند، چه بود؟» : «مورچه ای بود که به سایر مورچه ها هشدار داد تا فوراً به لانه های خود بروند تا زیر پای لشگر سلیمان نبی (ع) هلاک نشوند.»

– «کدام حیوان بود که مورد تهمت انسان قرار گرفت؟» : «گرگ مورد تهمت برادران یوسف قرار گرفت که به دروغ او را متهم به قتل برادر خود کردند.» طاووس به عنوان آخرین سؤال پرسید: «آن چیست که کم و زیاد می شود؟ و آن چیست که کم نمی شود؛ ولی زیاد می شود؟ و آن چیست که کم می شود؛ اما زیاد نمی شود؟ » امام باقر (ع) فرمود: «آن چیزی که کم و زیاد می شود، تعداد روزهای ماه است. آن چیزی که کم نمی شود، ولی زیاد می شود، آب دریاست و آن چیزی که زیاد نمی شود اما کم می شود، عمر انسان است.»

 

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 1 میانگین: 4]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه + سیزده =