داستان « خیانت در امانت » از امام جواد (ع)

0 ۸۷

داستان « خیانت در امانت »

از گروه واقفیّون، شخصی به نام «صالح بن محمد» نزد امام جواد (ع) آمد. در این هنگام، حضرت جواد (ع) در میان چند نفر از یارانش نشسته بود و در مورد مسائل گوناگون، مشغول صحبت بودند. پس از مدتی، صالح، حضرت جواد (ع) را مورد خطاب قرار داد و گفت: «یا ابن رسول الله! تعدادی از مؤمنین و مسلمانان، مقداری از وجوهات شرعی خود از جمله، زکات و خمس اموالشان را به من سپرده بودند تا به شما برسانم.

مبلغ آن ده هزار دینار بود؛ اما به دلیل مشکلات فراوان اقتصادی ام، بدون اجازهٔ شما، تمام آن پول را خرج مشکلات خودم نمودم.» حضرت فرمود: «خوب. الان چه میخواهی؟» گفت: «الان آمده ام که بابت آن پول، از شما حلالیت بخواهم.»

امام فرمود: «حلالت کردم.» آن شخص از مجلس خارج شد. پس از رفتن او، امام با ناراحتی رو به یاران خود کرد و فرمود: «هر گاه از وجوهات شرعی، به دست این قشر از مسلمانان می رسد، آن را به مصرف خود و خانوادهٔ خودشان می رسانند؛ در حالی که آن اموال متعلق به یتیمان و فقیران و مسکینان است.

آنان پس از این که وجوهات را به مصرف خود می رسانند، پیش ما می آیند و تقاضای حلالیت می کنند؛ زیرا می دانند که ما آنها را حلال خواهیم کرد. به خدا قسم! در روز حساب، همهٔ این اشخاص مورد بازخواست و مؤاخذهٔ خداوند قرار خواهند گرفت و چه حساب و کتاب سختی در پیش خواهند داشت.»

 

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 1 میانگین: 4]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × یک =