داستان « خبر از بدهی پدر » از امام جواد (ع)

0 ۵۲

داستان « خبر از بدهی پدر »

حضرت امام رضا (ع) شهید شده بود و جانشین او، حضرت جواد عهده دار مسؤولیت خطیر امامت شده بودند.

شخصی مقداری پول به امام رضا (ع) قرض داده بود، به همین خاطر از وفات حضرت رضا (ع) ناراحت بود و با خود می گفت: «ای وای بر من، فقیر و بیچاره شدم و پول هایم از دستم رفت.

دیگر چگونه می توانم آنها را پس بگیرم؟» آن مرد در این افکار بود که ناگهان نامه ای از طرف حضرت جواد (ع) به دستش رسید. مضمون نامه این بود: «فردا نزد ما بیا.»ا آن مرد از دعوت ناگهانی امام محمد تقی (ع) متعجب شد و به حضور حضرت رفت.

پس از س لام و احوال پرسی، امام جواد (ع) خطاب به او فرمودند: «تو از پدرم مبلغ چهار هزار دینار طلب داری و اینک من حاضرم مال خودتان را به شما برگردانم.» آن مرد گفت: «درست است یا ابن رسول الله.

پدر شما، همان مبلغی را که شما فرمودید، به من بدهکار است؛ ولی از این موضوع فقط من خبر داشتم و پدرتان. شما از کجا مطلع شدید؟» حضرت جواد (ع) تبسمی کرد و دست مبارکش را به زیر جانماز خود برد و کیسه پر از در همی که در آن جا بود، به آن مرد داد. آن مرد پولها را شمرد. دقیقاً همان مبلغی بود که طلب داشت.

 

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه + یک =