داستان « جواب ابلهان خاموشی است » از امام علی (ع)

0 ۶

داستان « جواب ابلهان خاموشی است »

در زمان حکومت امام علی (ع)، خوارج از آزادی بیان و آزادی عمل زیادی بهره مند بودند و مانند سایر مردم راحت و آسوده زندگی می کردند؛ تا جایی که علی (ع) از بیت المال مسلمانان، به آنان سهم میداد؛ در حالی که می توانست سهمیه آنان را از بیت المال قطع کترن آنان به همراه علی (ع) به مسجد می آمدند و در نماز شرکت می کردند؛

اما با زبان و کارهای خود، امام را آزار می دادند؛ اما علی (ع) صبور و شکیبا بود و سعی می کرد تا جایی که امکان دارد، جوابشان را ندهد و اگر فرصت باشد، آنها را به راه راست هدایت کند! در یکی از روزها، علی (ع) برای برگزاری نماز جماعت به مسجد رفت و نماز را شروع کرد و مردم نیز به امام اقتدا کردند. ناگهان از میان جمعیت، یک نفر از خوارج با صدای بلند و با حالت طعنه و تمسخر، خطاب به علی (ع)، این آیه از قرآن را خواند: «ولقد اوحی الیک و الى الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک (سورهٔ زمر، آیهٔ ۶۵)»

این آیه قرآن خطاب به پیامبر (ص) نازل شده بود به این معنی که : ای پیامبر! به تو و پیامبران قبل از تو وحی شد، که اگر مشرک شوی، اعمال نیک تو باطل می شود و از زبان کاران خواهی بود!» منظور آن کم خرد این بود که: «اى على! خدا به پیامبرش می گوید هرچقدر هم عبادت کرده باشی و اعمال نیک انجام داده باشی، اگر به من شرک بورزی، روی تمام اعمالت، خط بطلان می کشم؛ چه برسد به تو که پیامبر هم نیستی.»

او ادامه داد: ای علی! تو سابقه درخشانی در اسلام داری و خدمات بسیاری انجام داده ای؛ اما اکنون مشرک شده ای و اندوخته های نیک خود را به باد داده ای.» امام (ع) به سمت قبله، مشغول نماز بود. با شنیدن این آیه قرآن، صبر کرد تا آیه تمام شد و دوباره نماز را ادامه داد. ا آن مرد بی شرم، باز وسط نماز همان آیه را با صدای بلند خواند. امام دوباره سکوت کرد و نماز را ادامه داد.

چند نفری بودند که می خواستند نماز خود را بشکنند تا این مرد بی ادب را از مسجد اخراج کنند. اما وقتی دیدند امام کوچکترین عکس العملی نشان نمی دهد، هیچ کس کاری نکرد. لحظاتی بعد برای سومین بار، آن مرد همان آیه را با صدای بلند تکرار کرد. این بار میان نماز، این آیه را بلند خواند: «اصبرانَ وَعْدَ الله حَق ولا یُستخفَتَکَ الذی لا (سوره روم، آیه ۶۰)» – صبور باش؛ وعدهٔ خدا راست است؛ و مردم بی ایمان و بی یقین خللی به اندیشه نسازد و تو را به انجام کارهای ناشایست واندارد.»

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + 15 =