داستان « توکل چیست؟ » از امام علی (ع)

0 ۵۴

داستان « توکل چیست؟ »

گروهی از مسلمانان در یکی از مساجد شهر جمع شده بودند. آنان برای این که تن به از ندهند، فقط مشغول راز و نیاز بودند. نه فعالیت اقتصادی می کردند و نه به فکر امرار و معاش و کسب روزی حلال بودند؟ این خبر به حضرت علی (ع) رسید که عده ای از مسلمانان، قسمتی از مسجد را اشغال کرده اند و شب و روز مشغول عبادت هستند.

حضرت نزد آنان رفت و فرمود: «به من بگویید که شما این گوشهٔ مسجد مشغول چه کاری هستید؟ » آنها پاسخ دادند: «به خدا توکل کرده ایم. شب و روز مشغول عبادت خداوندیم و تمام امورات زندگی خودمان را به او واگذار نموده ایم.» امام از این سخن ناپختهٔ آنان بر آشفته شد و فرمود: «این کاری که شما می کنید، توکل نیست، مفت خوری و تنبلی است! حالا که شما می گویید به خدا توکل کرده اید، کدام یک از شما می تواند به من بگوید که معنای توکل چیست؟ » یک نفر از آنان بلند شد و گفت: «تمام کار ما عبادت خداوند است.

اگر از خوردنی و آشامیدنی چیزی به ما برسد، آن را مصرف می کنیم و به همان قانع هستیم. اگر هم چیزی نرسید، خدا را شکر می کنیم و صبر می کنیم و باز مشغول عبادت می شویم.» حضرت که از این استدلال سست و بی پایهٔ آنها بسیار خشمگین شده بود، فرمود: «اگر توکل این است که شما می گویید، پس سگهای محله ما هم به خدا توکل کرده اند؛ چون آنها هم اگر چیزی بیابند، می خورند و اگر چیزی پیدا نکردند، تحمل می کنند.»

تا این سخن تند علی (ع) را شنیدند، از جا بلند شدند! و با حالت انکار گفتند: «اگر کار ما اشتباه است، شما بفرمایید که کار درست کدام است و توکل چیست؟» حضرت در جواب آنها پرسیدند: «آیا شما از خانوادهٔ ما کسی را می شناسید که کار تلاش را رها کرده باشد و در گوشه ای نشسته باشد و فقط مشغول راز و نیاز باشد؟» آنان پاسخ دادند: «خیرا ندیده ایم.» علی (ع) بار دیگر پرسید: «آیا کسی از اهل بیت پیامبر به کاری که شما می کنید، توصیه نموده است؟» گفتند: «خیر؛ چنین چیزی نبوده است.»

حضرت فرمود: «الگوی شما، ما اهل بیت پیامبر هستیم. اگر به اعمال و رفتار ما خوب دقت کنید، متوجه میشوید چگونه باید زندگی کنید. چه مقدار باید کار کنید و چه مقدار باید به عبادت بپردازید.» آنها پرسیدند: «مثلاً شما چگونه به خدا توکل می کنید؟ » امام فرمود: «توکل یعنی این که انسان باید تمام سعی و تلاش خود را انجام دهد و عبادات خود را به نحو احسن به جا بیاورد.

از این راه هر چیزی نصیبش شد، به اندازه نیازش مصرف کند و اگر اضافه آمد، آن را به نیازمندان و فقرا ببخشد و احیاناً اگر چیزی عایدش نشد، باز هم شکر گزار خداوند باشد.» با این س خنان علی (ع)، آن گروه راحت طلب، پی به اشتباه خود بردند و دیگر در مقابل حضرت مقاومت نکردند، بلکه فورا بساط خود را جمع کردند و از مسجد خارج شدند و هر یک به دنبال کسب روزی حلال مشغول کاری گردیدند.

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − دوازده =