داستان « تقسیم شترها » از امام علی (ع)

0 ۴۶

داستان « تقسیم شترها »

صدای جر و بحث عده ای از مردم در بازار به گوش می رسید. انگار چند نفر با هم درگیر بودند و بر سر موضوع مهمی اختلاف داشتند. حرف از شتر و تقسیم آنها بین سه نفر بود. آن سه نفر هفده شتر داشتند. شخص اول که بیشترین ادعا را داشت، مدعی یک دوم شترها بود. شخص دوم، مدعی یک سوم شترها و شخص سوم نیز مدعی یک نهم شترها بود. آنها بعد از اندیشه، بسیار و یاری جستن از افراد مختلف، نتوانسته بودند شترها را طوری تقسیم کنند که حقی از کسی ضایع نشود.

طبق حساب آنها اگر قرار بود مثلا به شخص اول که مدعی یک دوم شترها بود، نصف شترها داده شود، آنگاه باید هشت و نیم شتر به او داده می شد که در عمل ممکن نبود و سهم دیگران ضایع میشد. دیگر درمانده شده بودند و راه حلی به فکرشان نمی رسید که یکی از آنها گفت: «شنیده ام على فرزند ابوطالب، دارای هوش و ذکاوت فراوان است ، اگر موافق باشید، نزد او برویم تا مشکلمان را حل کند.» آنها نیز پذیرفتند و هر سه راهی خانه امام علی (ع) شدند. آنها مشکلشان را برای امام نقل کردند و از امام علی برای حل این مشکل یاری جستند.

امام پس از شنیدن مشکل آن سه نفر، به آنان فرمود: «آیا موافقید من یک شتر از مال خودم را به شترهای شما بیفزایم و مشکل شما را حل کنم؟» هر سه نفر با تعجب به یکدیگر نگاه کردند و آنها که از فکر و کار امام سر در نمی آوردند، گفتند: «بله یا علی! ما موافقیم. تو انسان باهوش و مدبری هستی و حرف تو بر ما حجت است. هر چه بگویی، همان را انجام خواهیم داد!»

بنابراین، امام علی (ع) یک شتر بر هفده شتر آنها افزود و مجموعا هجده شتر شدند. آنگاه امام یک دوم هجده شتر را که نه شتر می شد، به نفر اول داد. یک سوم شترها که شش شتر می شد، به نفر دوم و یک نهم شترها که دو شتر می شد، به نفر سوم رسید. در نهایت، امام یک شتر خود را نیز برداشت و هر کدام از آنها، بدون هیچ کم و کاستی به سهم خود رسیدند و حقی از کسی ضایع نشد.

همچنین می توانید مطالب بیشتری درباره زندگینامه و همچنین داستان های پیامبران و امامان را مطالعه بفرمایید.

منبع: 

کتاب: داستان هایی از زندگانی چهارده معصوم (ع)

نویسنده: سجاد خسروی – 1393 

به این نوشته چند ستاره می دهید؟
[امتیاز کل: 0 میانگین: 0]
مطالب بیشتر

نظر شما در باره این نوشته چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 6 =